يكي دو ماه پيش اثري به قلم حقير با عكسي دیگر از همین زاویه كه ملاحظه مي كنيد در نشريه شهامت به عنوان تيتر يك و عكس اول به چاپ رسيد كه ناظر بر چگونگي تغيير مديران و نوع رفتار دولت جديد با آنها بود و تاكيد داشت كه تغييرات اتوبوسي، مضرّ براي توسعه استان است.

حقير در مقامي نيست كه بخواهد براي كسي تعيين تكليف كند و يا براي برخي خط و ربط نشان دهد تا مديري بماند و مديري برود، بنابراين در مطلب پيش رو به بيان هيچ ضرورتي، غير از مسائلي كه از منظر يك فعال رسانه‌اي قابل بيان است نمي‌پردازم.

گرچه قابل كتمان نيست كه اين روزها خيلي‌ها مي خواهند به هر طريقي كه شده مديران مد نظر خود را به سر مناصب معلوم گشته بياورند و از اين سو برخي‌ها نيز در صددند تا با هر وسيله‌اي كه شده در رأس كار بمانند.

شايد، اگر نيت هر كدام از اين دو گروه، يك درصد براي خدا بود، چنين نمي‌كردند، ولي چه مي‌شود كرد، اين تغيير و تحول‌ها رسم ريشه داري در اين مملكت است كه ناچاراً بدان عادت كرده و مجبوريم اين‌بار نيز بدان تن دهيم.

در عجبم، مديري كه مي‌بيند، تمامي وزرا و استانداران در سطح كشور تغيير كرده‌اند، به چه اميدي به قصد ماندن به برخي افراد متوسل مي‌شود، چنين مديري چه تحليلي از راي مردم در 24 خرداد دارد و آيا نفهميده كه بالاخره به رسم دموكراسي يا مردم سالاري ديني خودمان، قاعده بر اين است كه عده‌اي بروند و گروهي بازآيند.

به هر حال در آذربايجان غربي پس از انتخاب استاندار، اكنون بازار مدير تراشي، مدير زني و پدر مديردرآوري داغ داغ است و اين حقيقت حتي در دعاهاي برخي كارمندان تعدادي از ادارات كه آرزوي تغيير مديرشان را از خداوند استجابت مي كنند چنان مشهود است كه ديگر دعايشان نه زمزمه بعد از نماز، بلكه به عنوان يك راهكار براي ارباب رجوع‌ها ارائه مي‌شود كه بروند و وقتي بيايند كه اداره‌شان از اين مدير و اصحابش خلاص شده باشد.

نمي دانم در برخي ادارات مديران چه كرده‌اند كه كارمندان‌شان به چنين دعايي براي رهايي جانشان رسيده‌اند، اما مطمئنم اگر بعد از گذر از چند پستو در اتاق‌هاي بزرگ و لوكس‌شان تنها نمي‌نشستند و هر از گاهي در متن اداره چرخي مي‌خوردند لااقل الان در بين كاركنان اداره‌شان محبوب‌تر از اين بودند.

اگر از منظر يك فعال رسانه‌اي، برخي ضرورت‌هاي تغيير مديران را بر شمارم، مجبورم از زوايه‌اي بر موضوع بنگرم كه اتفاقاً در عزل و نصب مديران، حداقل، تا كنون چندان كه نه، اصلاً تاثير نداشته است.

چگونگي تعامل، برخورد و پاسخگويي به رسانه‌ها

به نظر من، به عنوان يك خبرنگار، مديري كه وقتي خبرنگاران را مي‌ديد و خود را به نفهميدن، نديدن و نشناختن و امثالهم مي‌زد يا ترسوست يا يك جاي كارش قطعاً مي‌لنگد كه نمي‌خواست با خبرنگاران رو در رو شود.

مگر خبرنگار از يك مدير چه چيزي مي‌خواهد؟

غير از يك گفت‌وگو و بيان عملكردش؟

غير از شرح وظايفش؟

غير از گزارش كار براي مردم، كه ولي نعمت‌هاي مديران هستند؟

اصلا مديري كه از خبرنگار فرار مي‌كند چه دركي از مديريت دارد كه نمي‌تواند عملكردش را با يك رسانه درميان بگذارد؟

چنين مديري به مافوقش چه گزارشي مي‌تواند بدهد؟

به گواه صفحات رسانه‌ها مديراني هستند كه سالي يكي دوبار و به زور كادو، نهار و شام ميزبان رسانه‌ها بوده اند و در طول مديريت خود، در رسانه ها، چيزي نگفته‌اند كه دردي از كسي دوا كرده باشد.

مديراني هستند كه متوهمانه، فكر مي كنند فقط دوربين تلوزيون، رسانه است و جز با همين دوربين، كاري رسانه‌اي مرتكب نشده اند.

هستند مديراني كه گمان مي كنند، رپرتاژ آگهي سفارش شده هم گزارش عملكرد است!

مديراني وجود دارند كه دوستان خريداري شده در رسانه‌ها را خبرنگار مي دانند و بقيه را سياه‌نما، چالش ساز و كار نابلد.

برخي تجّار خبرنگار نيز نگران رفتن چنين مديراني هستند!

آن مدير شهرستاني كه به يك خبرنگار براي انجام يك مصاحبه ساده مي‌گويد بايد به شهرستان او برود، اگر امروز بركنار شود بهتر از فرداست، چنين مديري در2013 و در عصر ارتباطات ديجيتال زندگي نمي‌كند و اين همه عناصر ارتباطي را نشناخته است، پس شايسته مدير بودن نيست.

مديري كه عرضه نداشته كار كرده و ناكرده خود را در مقابل رسانه‌ها به چالش بكشد تا معايب كارش روشن شود، نبايد ميز مديريت را دوباره اشغال كند و بايد جايش را به كسي بدهد كه بتواند آئينه تمام نماي فعاليت كاركنان آن اداره باشد.

مديري كه به ظاهر، هميشه در جلسات و ملسات بود و وقت نداشت جواب يك تلفن ساده خبرنگار را بدهد چرا بايد دوباره عزم ماندن كند؟

مديراني كه خود، در اتاق 70، 80 و صد متري و بزرگتر، زير كولر مي‌نشستند و كارمندانشان 5 تا 5 تا در اتاق‌هاي 15يا 20 متري با اعصاب و روان پريشان، از سوراخ‌هاي شيشه‌اي به ارباب رجوع‌ها جواب مي‌دادند، اگر خودشان را بكشند، اصلاً ننگ نيست!

در اين ميان خيلي روشن است كه مديراني كه در پي عقده‌‌گشايي‌هاي شخصي يا به تلافي برخي برداشت‌ها، زندگي كارمندان تحت امرشان را دچار آسيب كرده و همكارانشان را تا توانسته‌اند از آسايش و آرامش دور كرده‌اند نبايد انتظاري رفتاري جز مشابه سرنوشتي كه براي ديگران رقم زده اند داشته باشند!

كسي يادش مي‌آيد مديري بدليل پاسخگو نبودن بركنار شده باشد؟

كسي بخاطر دارد مديري در اين سالها به هر دليلي يك عذرخواهي از بابت اشكالات مجموعه تحت مديريتش كرده باشد؟

شايد هيچ اشكالي در هيچ اداره‌اي وجود نداشته است!

چه بسيار دستورات و نامه‌هايي كه مديري صادر كرد اما زيردستانش هيچ زحمتي براي آن نكشيدند و كار عده زيادي ناتمام ماند.

به گمانم چنين مديراني نبايد منتظر باشند كه كسي آنها را كنار بگذارد و بهتر است خودشان داوطلبانه بروند.

متاسفم كه بگويم از اين دست از مديران كه توصيفش رفت اصلاً كم نداريم.

بعيد است كسي منتظر باشد تا مثلاً يكي از رسانه‌ها بگويد كه فلاني بايد نصب شود و ديگري عزل.

اما روشن است كه يك تغيير بنيادين در عرصه مديريتي دستگاه‌هاي استان در آستانه وقوع است ولي، اي كاش افراد مشابه با توانمندي‌هاي مشابه دوباره سركار نيايند تا هزينه تجره شان را دوباره مردم بپردازند، در اين صورت خيلي بهتر است كه همين‌ها كه مجرب‌تر شده‌اند بمانند.

كاش مي شد نماينده اي كه از 100 تا تماس يكي را جواب نمي‌دهد را نيز استيضاح كرده و بركنار نمود!

يكي از نمايندگان مجلس در مصاحبه‌اي گفته بود 63 نفر نامزد استاندار شدن براي آذربايجان غربي بوده‌اند، اگر ما چنين ظرفيت مديريتي در استان داريم، بهتر است هر كدام از اين استانداران بالقوه را مدير يك اداره‌اي بكنيم، هم در هر اداره يك مدير در سطح استاندار خواهيم داشت و هم حضرات بيكار نخواهند بود تا به پر و بال هم بپيچند!