با ورود به سی و پنجمین سال انقلاب اسلامی و بررسی دهه های متفاوتی که پشت سر گذاشته شده است می توان بر نظریه چگونگی الگو شدن یا الگو قرار دادن این انقلاب در منطقه و جهان تامل بیشتری کرد.

روشن است که انقلاب اسلامی ایران در پی استبدادی به وقوع پیوست که حتی نمی توانست فضای اندیشه های متفاوت و انتشار آن را در دهه های پایانی عمر خود تحمل کند.

اتفاقاً رژیم پهلوی در دوره رضا خان و محمد رضا شاه توأمان در پی این بودند تا الگویی جدید از توسعه و پیشرفت را در این کشور به نمایش در بیاورند اما همین خواست آنها منبعث از ویژگی های ملت ایران نبود و در بسیاری جهات در تضاد با فرهنگ و اصالت مردم این سرزمین قرار داشت.

به همین دلیل مجموعه اقدامات دو پهلوی به نتیجه ای منجر نشد که آنان به دنبالش بودند.

آنها ایرانی شبیه به اروپا می خواستند و این شباهت در سطحی ترین ظواهر هم برایشان کافی و رضایت بخش بود در حالیکه همین ظواهر در بخش اعظمی از جامع از اصول غیر قابل تغییر دینی و مذهبی به شمار می آمد.

به هر حال انقلاب اسلامی در فضایی که حکومت در پی لائیک کردن جامعه بود و مردم با پا فشاری بر آموزه های دینی در نقطه مخالف برنامه های حکومت قرار گرفته بودند به گونه ای به وقوع پیوست که به یکباره مجموعه اقدامات پنچ دهه ای پهلوی ها در شبیه سازی ایران مذهبی به ابران اروپایی یکجا شکست خورد و تقریباً هیچ چیزی از این طرز تفکر بر جای نماند.

 

روشن است کهآنها در بسیاری مواقع در  آ در طول تاريخ انقلاب اسلامي هيچ برهه اي از توطئه نرم افزاری و سخت افزاری دشمنان عليه انقلاب اسلامي خالي نبوده است ، تهاجم به انديشه هاي همسو با امام خميني (ره) كه اوج تعالي جامعه بشري را مکتب حسین(ع) و در مسیر مهدویت مي دانستند از فرانسه شروع شد و تا کنون نیز ادامه داشته است تا به هر نحوی بزرگترین اندیشه راهبردی امام خمینی(ره) که همانا موضوع ولایت فقیه است با چالش روبرو شود.

با متصور نبودن نتایج قابل دسترس زودبازده در این شیوه دشمنی بعدها ترورها و انشقاق در نیروهای انقلاب کننده نیز در دستور کار قرار گرفت  و دشمن مي خواست زيرساخت هاي مربوط به فکر انقلابی مکتب خمینی را ويران كند و از اين روست كه در طي چند سال سران ايدئولوژيك انقلاب اسلامي مورد انواع تهاجمات فكري و تروريستي قرا مي گيرند.

شهيدان مطهري ، بهشتي ، رجايي ، باهنر ، مفتح ، شهداي محراب چهارگانه و بسياري ديگر از جمله اين اهداف دشمن بودند كه به خيل رستگاران پيوستند.

اما دشمن از اين دسيسه ها كه با دست خود ايراني ها اما به كام استكبار صورت مي گرفت نتیجه چنداني نگرفت و كار تهاجم رو در رو و نظامي به خاك كشور را در دستور كار قرار داد كه در اين موضوع نيز رهبري امام و باور اعتقادی مردم در دفاع از وطن توطئه هاي نظامي را نیز ناكام گذاشت.

قله عقيدتي رزمندگان اسلام در سالهاي جنگ تحميلي ايماني بود كه به مسير ترسيمي امام خميني داشتند بنابراین جان و مال افراد جامعه با اشاره اي از سوي امام در طبق اخلاص در راه ميهن تقديم مي شد ، اين تاثير پذيري مردم از اندیشه های بنيانگذار انقلاب اسلامي بدليل استقامت آن حضرت در مقابله با مستكبران شرق و غرب و نيز اعتقاد مردم به مسير سبزي بود كه پيوسته توسط امام براي حركت انقلاب نگهباني مي شد.

در حقيقت در دوران جنگ تحميلي ايرانيان براي خاك نمي جنگيدند بلكه براي انقلابي مي جنگيدند كه حاصل نهضت هاي ناكام پيشين بود ، رزمندگان اسلام از انديشه اي دفاع مي كردند كه ايمان داشتند اين انديشه آنها را به سرمنزل مقصود خواهد رساند.

امروزه الگو شدن انقلاب اسلامي در منطقه و جهان به عنوان يك قدرت تاثيرگذار در معادلات و نيز قدرتي كه داراي تفكرات منحصر به فرد در مقابله با مسائل جهاني است به عنوان يك دستاورد بزرگ انقلاب اسلامي مطرح است كه اين امر روند شكل گيري و استمرار تحولات منطقه خاورميانه را در گام نخست و ساير نقاط جهان را تحت تاثير قرار داده است.

اما همین ویژگی نباید مانع از آن باشد که در ابعاد داخلی به آسیب هایی که الگو شدن انقلاب اسلامی را تخت تاثیر قرار می دهد بی توجه باشیم.

مقایسه پنج سال نخستین انقلاب و پنج سال اخیر روشن می کند که یک شکاف از نظر فکری در جامعه اتفاق افتاده است و تمایل به سبک زندگی غربی و حتی برنامه ریزی رسمی برای توسعه زندگی اروپایی نیز انجام شده است.

مثلاً آرمان جوان های پنج سال نخست انقلاب ، حرکت در مسیر رهنمودهای بنیانگذار انقلاب اسلامی و بدست گرفتن مسئولیت های بزرگ بود کما اینکه دهه نخست انقلاب پر است از مدیران و فرماندهان جوانی که همان سربازان در گهواره امام در سال 42 بودند که مدیریت ارکان تازه تاسیس انقلاب را بدست گرفتند.

و همین جوان ها بودند که انقلاب را از مسیر سخت سالهای افتراق و سپس جنگ عبور داده و به دومین دهه رساندند.

اینک با بررسی همین دهه گذشته و بویژه پنج سال اخیر می توانیم به تفاوت هایی برسیم که در فکر و اندیشه جوانان این سرزمین در حال شکل گیری است و به آرامی می تواند به تهدیدی تبدیل شود که خیلی از دانش آموخته های سیاسی به آن باور دارند.

اینکه گفته می شود عمر مفید هر انقلابی سی تا پنجاه سال است نظریه ای است که برخی از ابراز آن خودداری نمی کنند و برای همین فکر به سراغ شواهدی می روند که در حال وقوع است که یکی از شواهد آنها تغییرات فکری در جامعه جوان است و لذا باید برای آن کاری کرد.

الگوی انقلاب اسلامی با کار پیوسته در مسیر آرمانها قابل تحقق است و صرف ادعا و بیان خاطرات و یا افتخار به داشته ها نخواهد توانست این الگوی شایسته را جهانی نگه دارد بنا براین هر مسئولی در حیطه وظایف خود باید به این فکر کند که چگونه در مسیر آرمان های انقلاب خدمت کند.