نقطه سر خط
آثار رسانه ای و شخصی 
قالب وبلاگ
بسیاری ادعا می کنند که مطبوعات رکن چهارم دموکراسی در کشور هستند.

این ادعا بسیار بزرگ است و با کمی دقت در ابعاد مختلف آن می توان به نتایج تامل بر انگیزی رسید.

گرچه همین ادعا اخیرا" به این شکل نیز مطرح می شود: رسانه ها رکن چهارم دموکراسی هستند.

در کشورمان رسانه ها به دو گروه عمده تقسیم می شوند که شامل رسانه های بخش خصوصی و رسانه های دولتی یا حکومتی می شوند.

در رسانه های بخش خصوصی طیف وسیعی از انواع و اقسام رسانه ها را می توان یافت از ماهنامه و سالنامه گرفته تا هفته نامه و روزنامه و البته خبرگزاری و انواع رسانه های مجازی.

در بخش دولتی و حکومتی نیز از تمام رسانه های موجود تعداد حداکثری وجود دارد و رسانه هایی مثل رادیو و تلوزیون در انحصار بخش حاکمیتی است و اصولا" قوی ترین و پر سابقه ترین مطبوعات نیز توسط دولت یا حکومت مدیریت می شوند و پشتوانه قوی رسانه های دولتی ، رقابت نابرابری را بین رسانه های بخش خصوصی و دولتی ایجاد کرده است.

به بیان ساده تر اگر منظور از رسانه هایی که رکن چهارم دموکراسی در کشور را می سازند رسانه های پرقدرت و پر سابقه باشند همه آنها وابسته به دولت و حکومت هستند و رسانه های بخش خصوصی در حد و اندازه هایی نیستند که بتوانند در مقابل چنین رسانه هایی عرض اندام نمایند.

مثلا" مجموعه همشهری وابسته به شهرداری تهران با پتانسیل سخت افزاری و نرم افزاری قدرتمند ، یک تنه می تواند بر بسیاری از رسانه های بخش خصوصی کشور در همه ابعاد حریف باشد و با این مثال از مقایسه دیگر بنگاه های فرهنگی رسانه ای بزرگ دولتی در می گذریم.

بنابراین رکن چهارم دموکراسی به آن معنی که اظهار می شود وجود نخواهد داشت چون اغلب رسانه های کشور و بویژه رسانه هایی مثل رادیو و تلوزیون متعلق به حاکمیت است و با این حساب رکن چهارمی اگر وجود داشته باشد بیش از 90 درصدش دولتی خواهد بود و یا بهتر است به همان سه رکن قبلی بیشتر معتقد بمانیم.

اما در اینکه تعیین اولویت های ملی و منطقه ای در دست حکومت و مجموعه دولت است تردیدی وجود ندارد و با تحلیلی که از رکن چهارم دموکراسی از نظر گذشت می توان در فضایی بهتر به نقش رسانه ها و علی الخصوص مطبوعات محلی در تعیین اولویت های منطقه ای بخصوص در آذربایجان غربی پرداخت.

در این یادداشت از تحلیل نقش نمایندگی صدا و سیما در آذربایجان غربی در تعیین اولویت های منطقه ای عبور کرده و به فرصتی دیگر موکول می کنیم اما ذکر این نکته ضروریست که این رسانه تقریبا" هیچ نقشی در حمایت از سرمایه گذاری در استان بوِیژه در بخش خصوصی ندارد و نارضایتی فعالان بخش صنعتی از این بی توجهی نکته ای است که همیشه فریاد شده و به جایی نرسیده است.

اما مطبوعات استان آذربایجان غربی که به تازگی دو برابر شده اند چه نقشی در تعیین اولویت های منطقه ای و حتی شهری و محله ای داشته اند؟

اساساً نگارنده ، منتقد چنین ایفای نقشی بوده و بسیار بدان بد بین نیز هست اما از همین زاویه می توان به واکاوی نقش کمرنگ مطبوعات محلی در تعیین اولویت های منطقه ای پرداخت.

نویسنده هر از گاهی مجموعه ای از مطبوعات محلی را از دکه های مطبوعاتی خریداری کرده و از زوایای مختلف در آنها دقیق می شود.

متاسفانه در بسیاری از مواقع از خرید نشریات احساس رضایت نداشته ام.

علت آن این است که قریب به اتفاق مطالب نشریات برگرفته از سایتهای اینترنتی و در خوش بینانه ترین حالت از خبرگزاری هاست که حداقل برای حقیر و شاید برای بسیاری از مدیران اصلا" تازگی ندارد چون بسیاری از آنها را در لحظات و یا ساعات اولیه انتشار در فضای مجازی رویت کرده ام.

اگر چند نشریه معدود که بخشی از مطالبشان را توسط تعدادی از خبرنگاران و نویسندگان محلی ، خود تولید می کنند مستثنی کنیم ناچاریم بخش اعظمی از مطالب مطبوعات را غیر تولیدی و عموما" خبری ارزیابی کنیم.

ناگفته پیداست خبرهایی که روزها از وقوع آن گذشته نباید جایی در نشریات هفتگی و یا دو هفته نامه ها داشته باشند اما همچنان نشریات محلی آذربایجان غربی اصرار دارند خبرها را منتشر سازند نه تحلیل های مربوط به اخبار را.

گرچه دغدغه های برخی مطبوعات در توجه به زبان و ادبیات بومی منطقه ستودنی و برخی آثاری که تولید می شوند قابل اعتنا و در خور توجه است اما همیشه رگه هایی از تحمیل عقاید نویسندگان یا مدیران رسانه ها به عنوان وجه غالب ادبیات منطقه در آثار دیده می شود که می تواند تهدید کل زبان و ادبیاتمان نیز باشد.

در عین حال خیلی از نشریات استان به موضوع ادبیات و فرهنگ تاریخی بومی منطقه توجه نشان می دهند که حداقل در این بخش تا حدودی توانسته اند در تعیین اولویت های منطقه ای ایفای نقش نمایند گرچه مجموعه این فعالیت ها نتوانسته است اهداف فعالان ادبیات بومی را برای اجرای اصولی فراموش شده از قانون اساسی در مورد زبان و ادبیات قومیت ها راضی سازد.

ارتباط بخش صنعت استان با مطبوعات تقریباً وجود ندارد و جلوه این بی ارتباطی در جای جای صفحات نشریات محلی هویداست بطوریکه فعالان بخش صنعت استان که قریب به اتفاقشان خصوصی هستند هیچ امیدی به مطبوعات در ستاندن مطالباتشان از دولت ندارند و خودشان راساً درخواست هایشان را از دستگاه های متولی پیگیری می کنند و مطبوعات افق مشخصی برای ایفای نقش در اولویت بندی مسائل صنعت خصوصی استان ندارند.

این ادعا در تورق نشریات که اغلب خالی از تحلیل های جامع از رویدادهای صنعتی استان در بخش خصوصی است کاملاً باورپذیر می شود چراکه اغلب نشریات با آن وضعیتی که توصیفش رفت باز ترجیح می دهند مطالب سیاسی ، فرهنگی یا اجتماعی را زیر چاپ ببرند نه مسائل اقتصادی را.

حتی مطبوعات محلی نتوانسته اند در تعیین اولویت های مرکز استان ایفای نقش کنند و آنرا به نمایندگی از افکار عمومی از متولیان مطالبه نمایند ، نمونه اش مثلا" چهاربانده کردن دوباره خیابان امام علی(ع) ارومیه است که گفته می شود برای تکمیل پروژه پل قویون ضرورت هایی برای آن تعریف شده است در حالیکه خود پروژه 14 شهید(پل قویون) بدلیل حجم زیادی از سوء مدیریتها و بی برنامگی ها عملا" به یک معضل مدیریت شهری برای یک استان تبدیل شده و رقم مورد نیاز برای اتمام آن بیش از سه برابر برآوردهای اولیه شده است.

[ جمعه 19 خرداد1391 ] [ 11:19 ] [ 736 محمد آقایی پر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

محمّد آقایی پر - روزنامه نگاری هستم که گاهي عکاسی خبری هم می کنم.

به گمانم مطالب اگر صرفاً حرف و کلمه باشند،عکس، تصویر تمام واقعیت و برابر با هزاران کلمه است.

خیلی از مطالب فقط با عکس جان می‌گیرند.

سالها در خبرگزاری های ایسنا،فارس برنا،ایکنا،شبستان،آینده روشن و رسا خبرنگاری و عکاسی کرده و سرپرست، سردبیر و دبیر ارشد استانی و شمال غرب کشور در خبرگزاری‌های مختلف بوده‌ام.

در نشریات مختلف استان آذربایجان غربی و گروهی از نشریات سراسری و پایگاه های اطلاع رسانی نیز کار کرده‌ام.

هم اينك سرپرستي نمايندگي خبرگزاري تسنيم در آذربايجان غربي را بر عهده دارم.

اکثر آثارم(بجز آثاري كه مخصوص وبلاگ هستند) پیش از انتشار در این وبلاگ اغلب در رسانه هاي مختلف منتشر شده اند.

وبلاگ و آثارم فقط در قالب یک کار رسانه‌ای قابلیت ارزیابی دارد نه چیز دیگر ...

استفاده از عکسها و مطالب این وبلاگ به هر نحوی آزاد است.
امکانات وب